امروز در هوا عشق را حس کردم با آن دستها عشق را لمس کردم
ولی سرد بود سر از نامردی ها از دروغ و از بی معرفتی های عاشقان
امروز تو را با خود همراه کردم دست در دست ولی فاصله بود
چشم سوی آینده دل بسوی حال جان هم با کوله باری از گذشته
مسیر بی انتها ایستگاهی برای استراحت نیست من حیران در بیابان غرور تو
و خشم از حرف های دیگران و آرامشی بعد از طوفان دل و حال باید به سوی آسمان رو کرد و گفت : الله اکبر



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ٥ خرداد ۱۳۸٥ | ۳:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی میرزایی تشنیزی | نظرات ()