سربازی....سربازی......سربازی

اره این شتره بالاخره روی شونه خواهرزاده ما خوابید و اونم لباس مقدس سربازی رو پوشید

مهدی هم سرباز شد.این بیچاره هر کار کرد که از زیرش در بره نشد که نشد . اما شما سر

 بزنید درسته که اون اینا رو نمینویسه اما داییش که نمرده......



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ٧ آبان ۱۳۸٥ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی میرزایی تشنیزی | نظرات ()