امروز هم سپری خواهد شد...................................................................

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم ، خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم، سکوتم آب شد
چشم بستم ، بسترم آتش گرفت

در زدم ، کس این قفس را وا نکرد
پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم ، دفترم آتش گرفت



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ٢٦ دی ۱۳۸٥ | ٥:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی میرزایی تشنیزی | نظرات ()