دلتنگی ها ...

بعد از مدتها یاد این شعر افتادم ....

نمیدونم چرا ... ولی خب دله دیگه یهو آدم رو به کارای یهویی وادار میکنه چشمک

 

 

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم
 لختی حریف لحظه های غربتت باشم
 ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
 بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم
 تاب آوری تا آسمان روی دوشت را
 من هم ستونی در کنار قامتت باشم
 از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر
تا رخنه ای در قلعه بند فطرتت باشم
سنگی شوم در برکه ی آرام اندوهت
 با شعله واری در خمود خلوتت باشم
 زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است
 وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم
صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود
 بگذار همچون اینه در خدمتت باشم
 در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد
 معشوق من ! بگذار زنگ ساعتت باشم

 

حسین منزوی

 

 

پ ن : دلیل نمیخواد خیلی چیزا ، بی دلیل دلت نگرفته تا حالا !؟

پ ن 2 : دلیل نمیخواد شاد بودن ، بی دلیل نخندیدی!؟

پ ن : ولی انتخاب مسیر دلیل میخواد ، سعی کن بی دلیل زندگی نکنی ...

/ 5 نظر / 5 بازدید
زیتون

1. خییییییلی وقتا. 2. خییییییلی وقتا. 3. تا حالاش نکردم. من بعد نیز ایضا.

خط خطی!

عاشقی بد دردیه![مغرور] درمونم نداره لامصب![نیشخند] برو خودتا بکوش![زبان]

خط خطی!

آغا بلاخره دلیل میخواد یا نمخواد؟! نیگا نیگا! جووناسر به راه مردومو گمراه پیچونده میکننا![نیشخند][تلفن]

خط خطی!

میگم ولی یارو شاعره از این ایثارگرانه فدایی بوده ها! نیگا نیگا! اصن از دست رفته!ساعت زنگت باشم!بیا برو یه باره آیفون در خونشون باش![قهقهه][زبان][شیطان][نیشخند] شاعرم شاعرا قدیم! یه رامی شاعر بود شعر میگفت میرفتی تو فضا![نیشخند][پلک][قهقهه]

خط خطی!

ها ای +100 که وگفتی ای یهنی چح؟![خرخون] فوش دادی؟خودتی خودتی! آینه آینه[نیشخند]