اندر احوال اینروزها

خیلی مطلب هست که بنویسم منتها وقت نیست ....

 

یکی اینکه سبد ما فقط دسته داشت گفتش سبدش تو راه افتاده !

دوما بورس چرا اینطوری شده !؟ ( گیر نبود بدم :دی )

سوما برام دعا کنید یکم اینروزا بخندم !

چهارما زیادی دعا کردید من دارم از خنده غش می کنم :دی

پنجما  ممنون که سر میزنید ...

ششما هم نداره

هفتما به امید روزای بهتر ...

 

هشتما یا حق ... :)

/ 4 نظر / 10 بازدید
RaMi

سیلام![وحشتناک] خوهبی؟[فرشته] خوش میذگهره؟[هورا] مه نم خوه بم[پلک] همینه دیگه، وام بهت دادن بمن قرض ندادی همون دسه زنبیلم نباید بهت میدادن هاهاهاها[زبان] یه روزه خوب میاد، که ما همو نکوشیم[نیشخند]

گندم

سلام خوب نیستی اصلا".میشه فهمید .قاطی هم هستی کاملا".فقط امیدوارم خیر باشه و ملالت و کسالت و همه چیزای بد از تو وزندگیت دورباشه.برات روز خوش آرزو دارم برادرم.

زلال

این پسره معلوم هست چش هست .... خله [نیشخند]

RaMi

مفقود الاثر شدیا![وحشتناک] آپم، شهید نشدی یه سر بزن[زبان][قهقهه]